
از او پرسیدم نامت چیست و او پاسخ داد دوست فرنگی ات من را به نام عبد صالح می شناسد تو نیز من را به همین نام بشناس ،خواستم بازهم از او سوالاتی بپرسم که دستش را بر روی دهانم گذاشت و گفت لطفعلی کافی است دیگر سوال نپرس و فقط گوش کن ، تو باید بدانی که بار دیگر سلطنت ایران را به دست خواهی گرفت و تا زمانی که مردم این سرزمین لیاقت این را داشته باشند که خود زعمای کشورشان را انتخاب نمایند و دیگر حکومت موروثی نباشد خود و فرزندانت بر این کشور حکمرانی خواهید کرد زنهار که از ظلم و مال اندوزی خودداری نمائید که این هردو آفت حکومتند ، یک حاکم باید بداند که سرمشق رعایایش م...
ادامه مطلب