
فارست گفت پدر روحانی توضیحش بسیار سخت است و من مطمئن هستم که حتّی اگر برای شما توضیح هم بدهم شما قادر به درک آنچه من می گویم نیستید ، کشیش گفت امتحان کن فرزندم شاید بتوانم درک کنم که تو چه می گویی ، فارست گفت پدر اگر شما یک مداد را در ساعت هشت صبح بر روی این میز قرار دهید و از خانه بیرون بروید و یکساعت بعد بازگردید اگر کسی به آن مداد دست نزده باشد آیا آن مداد را در همان محل خواهید دید یا خیر؟ کشیش گفت بله البته که خواهم دید ، فارست گفت فرض کنید بعد از اینکه شما مداد را را روی میز قرار دادید شخصی آمد و ساعت روی میز شما را دوساعت به عقب کشید و با این کار شما دو ...
ادامه مطلب